|
|
|
|
|
جمال کمانگر نبرد قانونی در آمریکا بر سر تدریس "آفرینش هوشمند" در مدارس ایالات پنسیلوانیا، والدین دانش آموزان را به دو دسته تقسیم کرده است. یازده خانواده علیه تدریس "آفرینش هوشمند" در مدارس به دادگاه فدرال شکایت کرده اند.علت شکایت مذهبی بودن نظریه "آفرینش هوشمند" است. در آمریکا بنا به قانون دین از دولت و آموزش و پرورش جداست. اما از سال گذشته بنا به دستور هیئت آموزش و پرورش ناحیه" دوور" دستور العملی برای تدریس "آفرینش هوشمند" در کنار تدریس نظریه تکامل داروین اتخاذ گردیده است و گفته شده که "نظریه داروین تنها یک نظریه اثبات نشده است." این در حالی است که "آفرینش هوشمند" یا همان نظریه ثبات گونه ها بار دیگر بعد از شکست از تکامل در سال 1920 بی آبروتر از گذشته در معرض قضاوت مردم نهاده است. نظریه ثبات گونه ها که گویا خدا (جدیدا اسم جدیدی برای آن انتخاب کرده اند) همه گونه ها را مستقلا آفریده است. این نظریه به حدی پوچ و خیالی است که در حال حاضر و به جز خرفت ترین منادیان دین کسی آن را جدی نمی گیرد.در عین حال انجمن پیشبرد علوم در آمریکا می گوید: که "آفرینش هوشمند" را حتی نمی توان یک نظریه علمی نامید! دکتر الن لشتر، مدير انجمن آمريکايی پيشبرد علوم می گويد: "هواداران نظريه آفرينش هوشمند اصولا سعی دارند يک مفهوم مذهبی را در قالب علمی عرضه کنند. آفرينش هوشمند به هيچ وجه جنبه علمی ندارد و سوالی نيست که پاسخی علمی داشته باشد." اما تعجب نکنید که اگر در میان حامیان این نظریه مذهبی راست محافظه کار آمریکا و در رأس آنها جرج بوش قرار دارد که از این نظریه دفاع می کنند. اما این جدال بار دیگر نشان داد تعرض راست محافظه کار فقط به معیشت مردم و دامن زدن به جنگ و میلیتاریسم در جهان نیست، بلکه در کمین نشسته اند که بار دیگر ارتجاعی ترین نظریات مذهبی را به جامعه تزریق کنند. نگاهی کوتاه به هردو نظریه! از صدها سال قبل از میلاد این سئوال مطرح بوده که حیات از کجا آمده است؟ تا آنجا که به دین بر میگردد در تورات به آفرینش در طی شش روز تاکید شده است و این مبنای تمام ادیان و از جمله اسلام نیز می باشد. از همان زمان تا کنون ما شاهد شکل گیری دو دیدگاه یکی ثبات گونه ها و دیگری تکامل تدریجی یا انشقاق گونه ها هستیم. تا آنجا که به ثبات گونه ها بر میگردد معتفد هستند که هر گونه جانوری و گیاهی مستقلا آفریده شده است و غیر ممکن می دانند که گونه ای از گونه دیگر مشتق شده باشد.اساس این نظریه غیرعلمی فقط دستورات مذهبی و اینکه " ما به چشم خود ندیده ایم"!! البته این نظریه تا زمانی عمر زمین به بیشتر از 100هزار سال تخمین زده میشد تمام استدلالهایشان را در آن زمان قابل وصول میدانست. اما با کشف کربن 12 و استفاده از ایزوتوپها در شیمی در تعیین نیمه عمر عناصر مشخص شد که نه تنها عمر زمین 100هزار سال نیست! بلکه به بیش از 4 میلیارد سال قبل بر میگردد. این کشف بزرگ تیر خلاصی بود که به طرفداران نظریه ثبات گونه ها زده شد. اگر داروین زنده بود و این کشف را ضربدر کشفیات علمی خود میکرد حتما کسانی امروز جرات نداشتند بگویند نظریه تکامل فقط یک نظریه است! اما نظریه انشقاق گونه ها یا همان تکامل تدریجی نظریه است بر پایه استدلالهای علمی که از فسیل شناسی تا شیمی، زمین شناسی ، زیست شناسی تا کربن 12 و مواد تشکیل دهنده سلولها تا جدایی جغرافیایی همه و همه این نطریه را از قالب یک نظریه خشک و خالی بیرون آورده است و اثباتا می گوید که حیات از کجا و چگونه آغاز شده است. بر این اساس تکامل اتفاق افتاده است و مستلزم تدریجی بودن در طی میلیونها سال بوده است. مکانیزم تکامل در فرایندی بنام اصل انواع روی داده است. اولین جاندار تک سلولی به سه میلیارد و دویست میلیون سال پیش بر میگردد که این زمان کافی برای تکامل بدست میدهد. میلیونها گونه ای که الان زندگی میکنند بر خاسته از یک نوع اصل حیات بوده اند که به آن فرایند تخصص می گویند. چکیده نظریه تکامل است در مقابل نظریه بی سر وته آفرینش هوشمند یا همان ثبات گونه ها!! اما چرا بار دیگر دین و حامیان "دمکراتش" دشمنی دیرینه خود را با نظریه تکامل نشان می دهند؟ جواب ساده است. داروین با دلایل منطقی و تحقیقاتی توانست همه افسانه های تورات و دیگر کتب مذهبی را در مورد آفرینش انسان نقش بر آب کند !و انسان را از جهالت در مورد شکل گیری حیات نجات داد! نیاز ارتجاع حاکم به نظریه "آفرینش هوشمند" برای تحمیق هر چه بیشتر بشر در نظم نوین جهان تک قطبی است. موفقیت این پرونده گامی جدی در جلوگیری از اشاعه این نظریه منحط مذهبی در سطح جامعه است. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 1:56 توسط جمال کمانگر
|
|
||